به گزارش کردپرس، در حالی که اقلیم کردستان عراق با بنبست سیاسی، بحران اقتصادی و اختلافات عمیق داخلی روبهروست، رهبران دو حزب اصلی حاکم، یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان همچنان از ادبیاتی تکراری درباره «آمادگی» برای توافق و همکاری استفاده میکنند؛ ادبیاتی که به باور بسیاری از ناظران، بیش از آنکه نشانه اراده سیاسی باشد، ابزاری برای فرار از مسئولیت و پنهان کردن اختلافات ساختاری است.
فضای سیاسی اقلیم در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری دچار رخوت و انسداد شده است. با این حال، رهبران دو حزب حاکم در بیانیهها و مصاحبههای خود دائماً تأکید میکنند که «آماده» حل مشکلات و تشکیل دولت هستند. این در حالی است که عملکرد واقعی آنها نشان میدهد نه تنها پیشرفتی حاصل نشده، بلکه هر دو طرف عملاً در مواضع خود سنگر گرفتهاند.
نمونه روشن این وضعیت، بحران طولانی تشکیل کابینه جدید دولت اقلیم است. انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان در اکتبر ۲۰۲۴، پس از بیش از دو سال تأخیر برگزار شد؛ تأخیری که خود نتیجه اختلافات عمیق میان دو حزب بر سر مسائل اجرایی و انتخاباتی بود. با گذشت بیش از ۶۰۰ روز از آن زمان، مذاکرات میان دو طرف همچنان بدون نتیجه باقی مانده است.
با وجود این بنبست، هر دو حزب همچنان خود را «آماده توافق» معرفی میکنند. حزب دموکرات کردستان در نوامبر ۲۰۲۵ اعلام کرده بود که مسعود بارزانی شخصاً روند مذاکرات را دنبال میکند و برای دستیابی به توافق «آماده» است، اما در عین حال، اتحادیه میهنی را مسئول شکست گفتوگوها معرفی کرد. چند ماه بعد نیز قباد طالبانی از اتحادیه میهنی اعلام کرد: «ما آمادهایم؛ من همین فردا هم آمادهام.»
اما واقعیت سیاسی اقلیم نشان میدهد مشکل اصلی نه کمبود آمادگی، بلکه تضاد بنیادین دیدگاههای دو حزب درباره ساختار قدرت است. حزب دموکرات کردستان که در انتخابات دست بالا را دارد، خواهان ادامه مدل حکمرانی فعلی و حفظ برتری سیاسی خود است؛ مدلی که به باور این حزب، موجب پیشرفتهایی در حوزه زیرساخت، بانکداری و برق شده است. در مقابل، اتحادیه میهنی کردستان که سالها با شکافهای داخلی و کاهش نفوذ سیاسی مواجه بود، اکنون تلاش میکند جایگاه خود را احیا کرده و توازن قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
در چنین شرایطی، سخنان رهبران دو حزب درباره «فدا کردن منافع حزبی برای مردم» بیشتر به شعارهای سیاسی شباهت دارد تا برنامهای واقعی برای حل بحران. منتقدان میگویند واژه «آماده» عمداً مبهم است؛ زیرا بدون تعهد مشخص، این امکان را فراهم میکند که سیاستمداران در ظاهر از مصالحه حمایت کنند، اما در عمل هیچ اقدامی انجام ندهند.
این الگوی رفتاری تنها به اختلافات داخلی اقلیم محدود نمیشود و در روابط پرتنش میان اربیل و بغداد نیز بهوضوح دیده میشود. یکی از مهمترین محورهای اختلاف دو طرف، مسئله صادرات نفت و سیاست مستقل نفتی اقلیم است؛ موضوعی که سالهاست میان دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان حلنشده باقی مانده است.
در طول یک دهه گذشته، مقامهای اربیل بارها اعلام کردهاند که «آماده» توافق نفتی با بغداد هستند. نچیروان بارزانی در سال ۲۰۱۵ گفته بود اربیل آماده امضای توافق جدید نفتی با بغداد است. او در سال ۲۰۱۹ نیز اعلام کرد اقلیم حاضر است روزانه ۲۵۰ هزار بشکه نفت به دولت عراق تحویل دهد. چند سال بعد نیز بار دیگر تأکید کرد که اقلیم آماده حل همه اختلافات بر اساس قانون اساسی عراق است.
در سوی مقابل، مقامهای بغداد نیز از همین ادبیات استفاده کردهاند. پس از توقف صادرات نفت اقلیم از طریق خط لوله جیهان در سال ۲۰۲۳، محمد شیاع السودانی اعلام کرد دولت عراق برای ازسرگیری صادرات «آماده» است، اما در عمل اختلافات حقوقی و مالی میان دو طرف همچنان پابرجا ماند.
اخیراً نیز مسرور بارزانی در سفر به بغداد تلاش کرد با استفاده از همین ادبیات، چهرهای همکاریجو از دولت اقلیم ارائه دهد. او با اشاره به پروژه «روناکی» در حوزه برق گفت اربیل آماده است تجربیات خود را در اختیار بغداد قرار دهد تا دولت عراق نیز بتواند از آن بهره ببرد.
با این حال، منتقدان معتقدند چنین مواضعی اغلب بیش از آنکه نشانه همکاری واقعی باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و انتقال مسئولیت شکستها به طرف مقابل است. در بسیاری موارد، این اظهارات هزینه سیاسی چندانی برای گویندگان ندارد، زیرا حتی در صورت شکست مذاکرات یا اجرا نشدن توافقها نیز میتوانند مدعی شوند که «آماده همکاری» بودهاند.
به باور ناظران، مشکل اصلی این است که شکافهای سیاسی میان اربیل و بغداد، یا میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی، در بسیاری موارد آنقدر عمیق است که رسیدن به توافق را تقریباً ناممکن میکند. اما اعتراف صریح به این واقعیت، هزینه سیاسی بالایی دارد؛ به همین دلیل، رهبران سیاسی ترجیح میدهند با تکرار ادبیات «آمادگی» و «تمایل به توافق»، بنبست موجود را پنهان کنند.
در نهایت، اگرچه آمادگی برای گفتوگو و توافق بخشی ضروری از هر روند سیاسی است، اما در اقلیم کردستان این واژهها به تدریج معنای واقعی خود را از دست دادهاند و برای بسیاری از شهروندان، بیش از هر چیز یادآور رکود، بیاعتمادی و سیاستورزی بدون نتیجه هستند.
نویسنده: وینثروب راجرز

نظر شما