به گزارش کردپرس، در حالی که خاورمیانه پس از جنگ علیه ایران، تحولات سوریه و بازتعریف توازنهای منطقهای وارد مرحلهای تازه و پرآشوب شده است، اقلیم کردستان عراق همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که توانسته جایگاه سیاسی و دیپلماتیک خود را حفظ کند. اما به باور مدرسه اقتصاد لندن (LSE)، این ثبات ظاهری بر بنیانی شکننده استوار شده؛ بنیانی که بیش از هر زمان دیگری از درون تحت فشار قرار دارد. تحلیل تازه مرکز خاورمیانه این دانشگاه، با مرور ۳۵ سال تجربه حکمرانی کردها پس از قیام ۱۹۹۱، هشدار میدهد که بزرگترین دستاورد اقلیم نه صرفاً خودمختاری، بلکه حفظ انسجام داخلی بوده است اما این انسجام اکنون در سایه بنبست سیاسی، ساختارهای موازی قدرت و افزایش شکافهای حزبی، بار دیگر در معرض فرسایش قرار گرفته است.
از منظر مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE)، مقاله «Holding Together: The Kurdistan Region at Thirty-Five» صرفاً یک یادداشت سیاسی درباره اقلیم کردستان عراق نیست، بلکه بخشی از یک چارچوب تحلیلی گستردهتر درباره «دولتسازی شکننده در خاورمیانه» و رابطه میان انسجام داخلی و بقا در محیط ژئوپلیتیک پرآشوب منطقه است.
مرکز خاورمیانه مدرسه اقتصاد لندن، اقلیم کردستان را طی سالهای اخیر، بهعنوان یکی از معدود نمونههای نیمهموفق نهادسازی پس از جنگ در خاورمیانه مطالعه کرده است؛ مدلی که برخلاف بسیاری از دولتهای منطقه، از دل فروپاشی، جنگ داخلی و مداخله بینالمللی توانسته ساختار حکمرانی نسبتاً باثباتی ایجاد کند. به همین دلیل، مقاله تلاش میکند اقلیم را نه صرفاً یک بازیگر کردی، بلکه یک «واحد سیاسی بقا یافته» در محیطی از فروپاشیهای پیدرپی منطقهای معرفی کند.
در خوانش مدرسه اقتصاد لندن، نقطه مرکزی تاریخ اقلیم کردستان «خودمختاری» نیست، بلکه «غلبه بر چندپارگی» است. مقاله بارها تأکید میکند که تجربه جنگ داخلی میان حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی در دهه ۱۹۹۰، بزرگترین تهدید علیه موجودیت اقلیم بود و توافق واشنگتن ۱۹۹۸ در واقع پروژه نجات نهاد کردی محسوب میشد. از این زاویه، آنچه اقلیم را حفظ کرد نه صرفاً حمایت آمریکا یا درآمد نفتی، بلکه توانایی مهار رقابت درونکردی بود.
این نگاه دقیقاً با رویکرد پژوهشی مدرسه اقتصاد لندن درباره خاورمیانه همخوانی دارد؛ رویکردی که بهجای تمرکز صرف بر رهبران یا ایدئولوژیها، بر «نهادها»، «ساختارهای قدرت» و «ظرفیت حکمرانی» تمرکز میکند. به همین دلیل، مقاله بحران کنونی اقلیم را نه یک اختلاف تاکتیکی میان احزاب، بلکه نشانه فرسایش ساختار دولتسازی کردی میداند. اشاره مکرر به «ساختارهای امنیتی موازی»، «میراث مالی جداگانه» و «نظام تقسیم قدرت ناکارآمد» نشان میدهد که مقاله عملاً در حال توصیف نوعی بحران دولتسازی است، نه صرفاً بنبست سیاسی روزمره.
در نگاه این دانشگاه بریتانیایی، اقلیم کردستان اکنون در یک لحظه تاریخی مشابه سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ قرار گرفته است؛ یعنی دورهای که نظم منطقهای در حال بازتعریف است. مقاله بارها اشاره میکند که خاورمیانه پس از جنگ علیه ایران، تغییرات سوریه و بازتنظیم روابط بغداد وارد مرحله جدیدی شده است. اما برخلاف ۱۹۹۱، اینبار کردها فاقد وحدت استراتژیک هستند. این گزاره، هسته اصلی هشدار مقاله است: تغییرات ژئوپلیتیک تنها زمانی به فرصت تبدیل میشوند که بازیگر موردنظر دارای انسجام داخلی باشد.
از منظر تحلیلی مدرسه اقتصاد لندن، اهمیت اقلیم کردستان فقط به داخل عراق محدود نیست. مقاله اقلیم را یک «میانجی منطقهای» تعریف میکند؛ بازیگری که واشنگتن، آنکارا، بغداد، دمشق، بروکسل و حتی تهران هنوز امکان گفتوگو با آن را دارند. این تعبیر نشان میدهد که این دانشگاه اقلیم را بخشی از معماری امنیتی جدید خاورمیانه میبیند، نه صرفاً یک منطقه فدرال محلی. اما شرط ایفای این نقش، وجود یک مرکز تصمیمگیری منسجم در اربیل است. در غیر این صورت، اقلیم از «فاعل ژئوپلیتیک» به «موضوع رقابت دیگران» تبدیل خواهد شد.
همچنین، مقاله بازتابدهنده توجه فزاینده محافل دانشگاهی غرب به مطالعات کردی است. مرکز خاورمیانه مدرسه اقتصاد لندن طی سالهای اخیر پروژهها، کنفرانسها و پژوهشهای متعددی درباره کردها، دولتسازی در اقلیم، هویت کردی، پناهجویان کرد و روابط کردها با دولتهای منطقه برگزار کرده است. در این چارچوب، مقاله اخیر را میتوان بخشی از تلاش آکادمیک برای بررسی این پرسش دانست که آیا «مدل کردستان عراق» هنوز ظرفیت بقا در نظم جدید خاورمیانه را دارد یا نه.
در نتیجه، پیام اصلی مقاله از نگاه مدرسه اقتصاد لندن این است که بقای اقلیم کردستان دیگر صرفاً به تهدیدات خارجی وابسته نیست. خطر اصلی، فرسایش تدریجی انسجام از درون است. مقاله در واقع هشدار میدهد که اگر شکافهای داخلی ادامه یابد، اقلیم ممکن است بدون جنگ و بدون اعلام رسمی، به سمت نوعی تجزیه عملکردی و دوگانگی حکمرانی حرکت کند؛ رخدادی که از دید این مرکز پژوهشی، میتواند بزرگترین شکست پروژه دولتسازی کردی از ۱۹۹۱ تاکنون باشد.

نظر شما